تبليغاتX
سخن شعر

رنگ وبوی دوستی...

چهارشنبه دهم مهر 1387

رنگ وبوی دوستی ها مرده است عشق ها پژمرده دلها خفته است
ما همه با خو یشتن هم در کلک آشنائی ها سراسر غربت است

بینوائی را به ظاهر در شکم ز عقل خود بی بهره بینش ها کم است
در سخن گفتن چه شیرین وچه نغز در عمل کردارمان بس باطل است

حاجتی نبود بگویم این سخن ای خردورزان خردمندی کم است
عا لمان در علم جوئی ظاهرا در عمل کبر و غروری افضل است

هر که میبنی به ظاهر رو کند باطن وظاهر تو گوئی مهمل است
عشق را طوفان گرفته در عمل چشم ها از رنگ دل بیگانه است

گر درخت آرد ثمر افزون ز کیل سر فرو ارد که اینش بهتر است
لب فرو بند ای نو ید ز این گفته ها گر نگوئی بیش از اینها بهتر است